تبلیغات
Be HaPpY - THIS IS US4

We're All MAD Here



قسمت 4:

کنار ساحل در سکوت فرو رفته بود...دو گروه سیکا و نسل معجزه ها در دو طرف زمین ایستاده بودند.تشعشعات قدرتشون همه رو به وجد اورده و نفسا رو تو سینه حبس کرده بود...ایدا نعره کشید:

-هیوکاااا

هیوکا جلدی جلوش وایساد.

-دوربینو استارت بزن...

 

هیوکا دست به کار شد و دوربین رو روشن کرد..تا بعدا ویدیو بازی رو بزارن تو یوتیوب...مومویی وسط ایستاد و بعد از زدن سوت..توپو انداخت بالا...ساکورا و کیسه پریدن...و ایندفعه ساکورا توپو طرف سوجو پرتاب کرد...

میدوریما یه پس گردنی نثار کیسه کرد و زیر نگاه خشمگین آئومینه به میلیون ها مولکول تبدیل و ذوب شد...کیسه اعتراض کنان پس گردنشو ماساژ داد و گفت:

-چرا میزنی میدوریما چی؟

میدوریما قیافه فلانی به خودش گرفت و گفت:

-شانس باهات امروز یار نیست...فکرک نم با همتون یار نیست...یار منه..ب خاطر آیتم خوش شانسیمه...

کش سفیدی را در دستش گرفت و با ژسته"آره من خیلی باحالم"نشونش داد و گفت:

-کش شلوار مردونه...

آئومینه محکم با کف دست کوبید تو صورتش

میدوریما حضور شخص قول پیکری رو پشت سرش حس کرد و با ترس و لرز برگشت...موراساکی رو دید که شلوار به دست پشت سرش ایستاده...

-میــــــــــــــدوریماااااااااااااا...کش شلوار منو تو برداشتی؟

با خشم کشو گرفت و با تقلا و سختی و کش ومکش و کمک دوستان جلو صحنه ،پشت صحنه..دوستان بیننده..تماشاگرای داخل خونه ،بیرون خونه..کنار ساحل..کشو کرد تو شلوار  و خیلی شیک برگشت سر چیپس خوردنش

سوت پایان کواتر اول

سیکا230

نسل معجزه ها -0-

شروع کواتر دوم...

سوجــو دریبل زنان به کوروکو نزدیک شد...

کوروکو در یک حرکت حماسی...سوجو رو جا انداخت...سوجو با یه سوت مینی را آگاه کرد تا از حرکت فوق سری و مخفیانه اش استفاده کند...

 

مینی نفس گرفت...آئومینه با ترس یه مینی نگاه کرد..آکاشی چشمانش را گرد کرد تا حرکت مینی را پیش بینی کند و ناگهان...

مینی شروع کرد...

-حالا دست دست دست...

بکس سیکا دور هم جمع شدن و شروع به دست زدن کردن..

-حالا دست..خانم دست..آقا دست...گور بابای ننه ی اقدس...

در کمال تعجب نسل معجزه ها..کوروکو رفت جلو و بندری زد...

مینی چهچهه میزد...

-امشو شوشه...

همه با هم گفتن:

-لوپک لیلیلونه...

مینی دست زنان ادامه داد.

-امشو شوشه...

 

آئومینه:

کیسه:

آکاشی:

موراساکی:

میدوریما:

 

بکس سیکا گفتن:

-یاروم منه زندونه...

سوجو خیز برداشت..توپو برداشت و یه پرتاب سه امتیازی انداخت.مینی خوندنو تمام کرد و همه خیلی جدی برگشتن سرکارشون..

نسل معجزه ها:

سیکا:

نسل معجزه ها:

سیکا:

 


کوروکو:

کیسه افسوس خوران کوروکو رو از صحنه کشید بیرون«داداش من آهنگ تمام»

 

مینی دریپل زنان رفت جلو...کیسه سعی در کپی کردن حرکت مخفاینه مینی رفت جلو...

-چـــــــــرا رفتی..چــــــــــــــرا من بی قرارم....

کوروکو:

سیکا:

نسل معجزه ها:

مومویی خیلی نامحسوس چیزی در گوش هیوکا گفت...هیوکا فکش افتاد چسبید به ماسه ها

 

آئومینه کیسه رو کشید عقب و گفت:

-بلد نیستی..بزار من بخونم....آئومی..تهی اف ام...آئومی...تهی اف ام...چرا رفتی..با اینکه می دونستی..روهیشکی نی..اون حسی..که رو تو بود و هس..آخه بی پـــدر میدونستم پای یکی دیگه بود و هس...

کیسه:

هیوکا چیزی در گوش موموی گفت و مومویی با سر تایید کرد..هیوکا دوباره فکش چسبید به ماسه ها..

 

ملت آئومینه رو کشیدن کنار..تا خودشو اون وسط آش و لاش نکرده بود...آکاشی مومویی و هیوکا رو زیرنظر داشت...متوجه حرفاشون شد(فقط متوجه شد...چراشو برین از گوگول ترانسلیت بپرسین)

خلاصه بین این گیر و دار..سیکا 100 تا گله دیه زد و کواتر دومم تمام شد.

سوت کواتر سوم که زده شد...بند دل حضار با افتادن شلوار موراساکی پاره شد

موراساکی:

میدوریما سوت زنان در حال ترک محیط:

بازی کنسل شد وبه روز بعد منتقل شد..تا واقعا فکر اساسی راجب شلوار مورا بکنن

همه محوطه رو ترک کردند و کوروکو همچنان:

 

کیسه در حال دوختن شلوار مورا چــی و نادیده گرفتن آکاشی که سرشو نصفه نیمه از پنجره داخل برده بود و با چشمایی برق زنان کیسه رو زیر نظر گرفته بود...آئومینه وارد اتاق میشه و با دیدن آکاشی و کیسه..میگه:

-خیلی لاشی شدی کیسه..با خیلیا می پری..

 

کیسه سوزن زنان..

-اگر ندارم به تو هیچ میلی..بدون روت زیاد شده خیلی...

آئومینه قهوه ای شده محوطه را ترک کرد.

کیسه شلوارو دوخت و تمام....رفت که بخوابه..نصفه شب بود که ناگه با صدایی بلند شد..و آکاشی رو با چشمایی برق زنان پایین تخت دید...

 

ساعت5 صبح:

کوروکو:

6

کوروکو:

7

کوروکو و کاگامی:

 

ائومینه قدم زنان کنار ساحل

-لیلا لیلا لیلا...ابرو کمونمون لیلا...سیاه چشمون چرا نامهربونی ریوتا

هیوکا درحالی که داشت رد می شد.

-هیـــــــــــــع واقعــــــا؟؟؟

و لبخند ژکوند زنان دور شد.

آئومینه درحال رد شدن از کنار پنجره سوجو ومینی

-نـــــرو..نــــرو که دلم همش میگیره از من سراغ تورو..

 

سوجو غر غر کنان گفت:

-یکی این کفتر کاکل به سرو خاموش کنه...

و مینی هم با یک لنگه کفش آئومینه را به درک فرستاد:/

وسلام..این قسمت هم تمام

 پیش نمایش قسمت بعد:

هیوکا:آئومینه دیوونه...با یه مرد کوتوله...

کیسه(با تعجب):چیشد؟چیشد؟چطور شد؟

هیوکا:آبشو کشید پلو شد...دیوونه وار عاشق شد





Admin Logo
themebox Logo