تبلیغات
Be HaPpY - (2)World is Little

We're All MAD Here

(2)World is Little

نویسنده :Uzumaki Stella
تاریخ:پنجشنبه 15 مرداد 1394-08:51 ب.ظ

سلام دوستانان 
معذرت میخوام ک نتونستم آپ کنم 
خب اینم قسمت دوم!!!
World is Little
 برین برین ادامه!
اومید وارک خوشتون بیاد
راستش من همیشه فقط دستیار و کمکی ارزا بودم.اما در این حد که بخواهم کاری ب این سختی را تنهایی از پس آن بر بیایم بعید میدانستم.به همین دلیل سرم را به علامت منفی تکان دادم.ماکاروو از تعجبش نمیدانست چه بگوید.بنابر این شروع ب درجا زدن کرد.که ناتسو سریع آمد کنارم و گفت:((لیفا منتظر چی هستی؟ماکاروو سنسی اگر دستشویی دارید ما جلویتان را نمیگیریم!!))
و ناتسو دستم را میگیرد و من را بین جمع میبرد و دعوا شدید تر میشود.ماکاروو دیگر امیدی به اتمام این دعوا نداشت به همین دلیل برای خودش صندلی آورد،همچنین چایی سبز(چایی مورد علاقه اش)را آورد و نوش جان میکرد.فکر کرده آمده تئاتر و از بازی ما لذت ببرد ولی من داشتم از خستگی میمردم!سعی کردم کمی نفس بگیرم اما نمیشد به همین دلیل دست از دعوا برداشتم و گوشه ای نشستم که ناگهان دیدم همه سر پا ایستاده و به نفس زنان افتاده بودند.که همان لحظه ارزا آمد و کنارم ایستاد.نور ب چشم هایم میتابید ولی با این حال ارزا را میدیدم.از جایم بلند شدم و به بچه های کلاسمان نگاه کردم.ارزا گفت:((لیفا،چند دقیقه بود ک داشتند دعوا میکردند؟))
من به ساعتم نگاه کردم و سعی کردم یک عددی بهش بگویم ولی مثل این که نشد!به همین دلیل رو به ارزا کردم و به نشانه ی نمیدانم شانه هایم را بالا انداختم.ناتسو نفس زنان به طرف من و ارزا آمد.من هم آنقدر خسته بودم که حتی به زور روی پایم ایستاده بودم.ارزا به نشانه ی بشین انگشت اشاره اش را به همه ی بچه ها اشاره میکند و همه مینشینند.من هم آمدم که بنشینم ارزا گفت:((لیفا تو بیا کنار من اینجا.))
حس کردم که ارزا میخواهد کاری بکند.ارزا کمی فکر کرد و گفت:((یک سوال از همه ی شما دارم،الان دلتان بیشتر چی میخواهد؟))
تا این را گفت همه ی بچه ها باهم گفتند:((آآآآآآآآّب!!!!))
راستش من هم بد جوری دلم آب میخواست اما چیزی نگفتم تا ببینم که ارزا چی میخواست بگوید!ارزا بعد از چند لحظه جواب داد:((شما همتونبه مدت....
که یکی از بچه ها از پشت من و ارزا می آید،دختر مو سفید بلند و خوشگل که اسمش میراجین استوراوس(Mirajane Strauss)بود.چشم هایش آبی بود.اخلاقش کمی شبیه به ارزا بود.یک خواهر و یک برادر کوچکتر از خودش دارد.اسم خواهرش لیسانا(Lisanna) است.دختری بانمک،صبور،خوشبین و همین طور دوست داشتنی و وافدار هستش.مثل خواهرش میراجین موهاش سفید و چشم هایش آبی است فقط موهای لیسانا کوتاه است.برادر کوچکش که جزو برادر وسطی میشود اسمش الفمن(Elfman)هستش.الفمن مثل جفت خواهر هایش چشمش آبی و موهایش سفید.پسر پر انرژی هست و مثل ناتسو عاشق دعوا هست و همیشه وقتی بی اعصاب میشود،دعوا میکند و یا وسایل ها را پرت میکند و خراب میکند.لیسانا و الفمن هم در کلاس ما هستند اما میراجین فکر کنم سه سال از ما بزرگتر است که میراجین دستش را روی شونه ی ارزا می اندازد و میگوید:((حالا ارزا سخت نگیر دیگه!میخواهی تنبیهشان کنی؟))
که میراجین دست ارزا را گرفت و رفتند داخل مدرسه.رفتم پیش ناتسو و خم شدم،گفتم:((خداروشکر این دفعه تنبیه نکرد!وگرنه خیلی بد میشد!ایستادم و دستم هایم را رو به ناتسو دراز کردم که از جایش بلند شود.
ناتسو همان طور که دستم را گرفت که از جایش بلند شود،گفت:((آره!!من که فعلا آآآآآآآب میخواااااااام!))
که ناگهان همه نگاهشان به من افتاد،سعی کردم عکس العملی نشان ندم،چون...
که همان لحظه همه مثل وحشی ها رفتند داخل مدرسه که بروند آب بخورند!من نگاهی به ناتسو کردم و گفتم:((بیا بریم اتاق من اون جا هم آب هست اگر تمام نشده باشه!.))
ناتسو همان طور که دستم را از قبل گرفته بود محکم تر گرفت و دویدیم طرف اتا من و ارزا!
بعد از آن من و ناتسو .....

ادامش بمونه بعدا ^^


نوع مطلب : world is little 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
quixoticmistake26.snack.ws
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:42 ق.ظ
It's remarkable to pay a quick visit this web page and reading the views of all colleagues concerning this article,
while I am also keen of getting experience.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 10:09 ب.ظ
Howdy! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be ok.

I'm undoubtedly enjoying your blog and look forward to new updates.
jasmine(سمن چو)
جمعه 16 مرداد 1394 11:32 ب.ظ
یاسی جالب بود ممنون
فقط یه چیز:مکالماتشون رو محاوره بنویس این طوری خوب درنمیاد زیاد...ببخشید البته...دیگه اینکه حله!
پاسخ Uzumaki Stella : اوکی عزیزم اتفاقا خودم مونده بودم ک محاوره بنویسم یا نه!چون مونده بودم چه طوری بنویسم!!ممنون ک نظرتو بهم گفتی
A.s
پنجشنبه 15 مرداد 1394 11:47 ب.ظ
خوب بود عزیزم

فقط سعی کن یکم توصیفاتو بیشتر کنی^^

اینا هم که همش تو فاز دعوانایی با دعواهاشون حال میکنم^_^
پاسخ Uzumaki Stella : چشم سحری
دیه چه کنیم دعواهه دیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo