تبلیغات
Be HaPpY - Can You Talk? | PART 4

We're All MAD Here

Can You Talk? | PART 4

نویسنده :pค໓r໐ຖē
تاریخ:شنبه 17 مرداد 1394-04:21 ب.ظ


هعییی...درود دوستان شکلک های ساده,شکلک های بامزه,شکلک های پراستفاده,شکلک های مورد علاقه

اینم از پارت چهارم کن یو تاک...

با تچکر از رابیت عزیز که مارا از دانش خود بی بهره نساخت

عروسیش جبران میکنم شکلک های ساده,شکلک های بامزه,شکلک های پراستفاده,شکلک های مورد علاقه

تا من عروسک من کو رو می نویسم...

برید ادامه....

http://www.copypastekon.ir/files/smiles/crazy-rabbit/pheew-crazy-rabbit-emoticon.gif




لیز با ترس به باریکه خون که به چانه ی آلیس رسیده بود و روی میز چکه می کرد نگاه کرد.از استرس انگشتانش یخ بسته بودند و چشمانش آلیس را تار می دیدند. با لحنی که سعی میکرد لکنتش را بپوشاند آرام گفت:
_ دختر...چشمت...
که با نگاه تاریک و ناگهانی آلیس به روی خودش بقیه ی حرفش را خورد.آلیس لبخند زنان شانه هایش را بالا انداخت و خودش را از روی میز بالا کشید و همانطور که با پایش بشقاب هارا از روی میز می انداخت و از صدای شکسته شدنشان آرام و با شیطنت لبخند میزد، رقصان طول میز را طی  و زیر لب زمزمه کرد:
_ شب از نیمه گذشته...یه چیزی میگه وقتشه..!
 توماس کلافه و خشمگین از  مسخره بازی های دخترش از روی صندلی بلند شد و دهانش را برای فریاد کشیدن بر روی آلیس باز کرد.آلیس آرام ایستاد..زیر چشمی توماس را نگاه کرد و همانطور که وحشیانه می خندید به سمتش هجوم برد.را را از موهایش گرفت و قبل از اینکه  بتواند عکس العملی نشان دهد با قدرتی که متعلق به یک دختر بچه ی چهار ساله نبود ، محکم سرش را روی میز کوباند.
 لیز جیغ کشید و از روی صندلی بلند شد. آلیس همانطور که جمله "بشین سرت جات" را بر سر لیز فریاد می کشید چنگالی را از کنارش برداشت و بعد از قرار دادن دست راست توماس روی میز، چنگال را محکم در پشت دست او فرو کرد و آن  را به میز دوخت. توماس از درد فریادی کشید. بدنش می لرزید و همانطور که دستش به میز چسبیده بود صندلی را کنار کشید و روی زمین زانو زد.
چشمان لیز از وحشت گرد شده بود. باور انکه دختر مهربانش آنطور وحشیانه شوهرش را آزار میداد برایش غیرممکن بود. آرام سرش را تکان داد و با التماس گفت :
_ آلیس...خواهش میکنم..بسه دیگه
 آلیس همانطور که چاقو را از روی میداشت و لی لی کنان به طرف لیز میرفت سرش را بالا اورد و یک لحظه با صدای آلیس گفت:
 _ مامانی...
 و بعد دوباره صدایش عوض شد:
_ احمق...یعنی تا الان نفهمیدی من اون دختر لوس و وراجت نیستم؟
 آرام رو میز پرید و رو به روی لیز نشست. با دسش لبه چاقو را لمس کرد و پس از آنکه از تیز بودنش مطمئن شد همانطور که به چشمان لیز خیره شده بود و ادامه ی آهنگ بچگانه اش را می خواند  خطی صاف از بازو تا مچ دست لیز کشید. لیز از شدت درد جیغ کشید و با التماس از آلیس خواست که ولش کند. آلیس سرش را کج کرد و دوباره چاقو را نزدیک کرد :
_ لیز...میتونم روی دستت نقاشی بکشم؟
 و بدون آنکه منتظر جوابش باید چاقو را برای کشیدن خط دیگری بالا برد.لیز به سمت عقب متمایل شد و از روی صندلی افتاد. همانطور که  خودش را از ترس روی زمین می کشید، دستش را به لبه ی کابینت گرفت و بلند شد.
برگشت و به آلیس نگاه کرد که پاهایش را از لبه ی میز به پایین آویزان کرده بود و تکان می خورد و با آن چشم های درشت لبخند زنان حرکات لیز را از نظر می گذراند.لیز به نیم نگاهی به توماس که از درد ناله میکرد از آشپزخانه بیرون دوید.
توماس تمام نیرویش را جمع کرد و چنگال را  از داخل دستش بیرون کشید. خوننفس نفس میزد.به هر زحمتی که بود از جایی برخواست و از اشپزخانه بیرون زد.آلیس قیافه ی ناراحتی به خودش گرفت و لب ورچید.
_یعنی دیگه دوسم ندارن؟
حالت نگاهش تغییر کرد و قهقهه زنان بلند شد و روی میز راه رفت.بلند بلند آواز میخواند.به طرف قسمتی که چنگال را در دست توماس فرو کرده بود قدم برداشت و آرام با انگشتانش خونی که روی میز ریخته شده بود را لمس کرد.ضربه ای محکم به ذهنش وارد شد.
دختری جیغ کشان فریاد میزد«ولم کن»آلیس از درد دستش را روی چشم چپش گذاشت،رگه ای تازه از خون از آن بیرون زد.همانطور که درد می کشید خون توماس را روی انگشتانش کشید و ارام وارد دهانش کرد.برق خاصی در چشمانش درخشیدند و این بار بلند تر خندید. مزه ی آهنی که از خوردن خون توماس وارد دهانش شده بود را دوست داشت.
آرام لبخندی زد و به دنبال توماس و لیز از آشپزخانه خارج شد. خیالش راحت بود که امکان خروج آن دو وجود ندارد. بدون آن دوتا بازی مزه نمی داد. آلیس درون سرش فریاد می کشید و گریه می کرد. به چنگال توی دستش نگاه کرد. تنها کاری که برای ساکت کردن آلیس می توانست انجام دهد صدمه زدن به جسم او بود.شانه هایش را بالا انداخت و چنگال را محکم درون رانش فرو کرد.



نوع مطلب : Can You Talk?  Stories 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Do you get taller when you stretch?
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:38 ق.ظ
Great site. Lots of helpful info here. I am sending it to several friends ans additionally sharing in delicious.

And obviously, thank you for your effort!
What causes pain in the back of the heel?
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:46 ق.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you writing this post and the rest of the site is also very good.
Foot Pain
شنبه 14 مرداد 1396 07:47 ب.ظ
Excellent post! We will be linking to this great article on our site.
Keep up the great writing.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 05:57 ب.ظ
Fastidious answers in return of this question with real arguments and telling everything concerning that.
Uzumaki Stella
سه شنبه 20 مرداد 1394 09:17 ب.ظ
اذوب الله
والا چ عرض کنم :|
بد نیست
خوبم هم نمیتونم بگم :|
چون خیلی خوشم اومده :||||
پاسخ pค໓r໐ຖē : درگیری عخشم
اون دوتا کلمه عربی اول کامنتت تو آئورتم
jasmine(سمن چو)
دوشنبه 19 مرداد 1394 06:55 ب.ظ
وای یا امامزاده بیژن وات د هل واز دیس؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
مردم خو....بی رابیت وحشی تسخیر کنندهههههه بکشش اون پشره رو
ممنوووووووون خیلی خوب بود
پاسخ pค໓r໐ຖē : دیس ایز پنسل نوک تیز
بی رابیت دوس..خیلی دوس
خواههههچ ^__^
parmida
شنبه 17 مرداد 1394 08:08 ب.ظ
باز دوتا شدااااااااااا
پاسخ pค໓r໐ຖē : جفتشو تایید میکنم تا عبرت بیاموزی:| والا
parmida
شنبه 17 مرداد 1394 08:08 ب.ظ
ووووووااااااااییییی این کیه؟؟؟چطور اینطور شد الیس؟من اونجاشو نفهمیدم ک چطور الیس تبدیل ب بی رابیت شده؟یعنی چطور رفته تو جسم الیس؟خیلی وحشتناک بوددد..ووییی عین عروسک آنابل بود
این قسمتشم قشنگ بود..بسی متشکرم...
پاسخ pค໓r໐ຖē :
parmida
شنبه 17 مرداد 1394 08:07 ب.ظ
ووووووااااااااییییی این کیه؟؟؟چطور اینطور شد الیس؟من اونجاشو نفهمیدم ک چطور الیس تبدیل ب بی رابیت شده؟یعنی چطور رفته تو جسم الیس؟خیلی وحشتناک بوددد..ووییی عین عروسک آنابل بود
این قسمتشم قشنگ بود..بسی متشکرم...
پاسخ pค໓r໐ຖē : کی کیه؟ :| نترس خودمم نفهمیدم
صبر داشته باش صبرررررر....در قسمت های بعد خواهی فهمید :)
باو آنابل خوبه :| این عملا ننه باباهه رو کشت :|
خواهش میشه ^^ خوبه که خوشت اومد :)
A.s
شنبه 17 مرداد 1394 06:27 ب.ظ
یوهاهاهاهاا

بی رابیت

وووهاییی..عاااالی بود....من برم ادامشو بنویسم:دی

پاسخ pค໓r໐ຖē : موهاهاهاهاها
بی رابیت :|
برو برو بروووووووووو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo