تبلیغات
Be HaPpY - Where Is My Doll? | PART 2

We're All MAD Here

Where Is My Doll? | PART 2

نویسنده :pค໓r໐ຖē
تاریخ:یکشنبه 18 مرداد 1394-12:55 ق.ظ


درود...با پارت دوم اومد

اینم از این...پنچ دقیقه مونده تا شنبه تموم شه =)

بخونید...به پسرمم فحش ندید دوسششش دارممممم ^^

برید ادامه...

http://www.copypastekon.ir/files/smiles/crazy-rabbit/pheew-crazy-rabbit-emoticon.gif

http://uupload.ir/files/8xk0_photo_2015-08-05_18-16-26.jpg


گیج و مبهوت به معلمش که کلماتی را با خط افتضاحش روی تخته مینوشت خیره شد. نصف ساعت کلاس را درگیر پیدا کردن عروسکش بود و بعد از انکه مطمئن شد عروسکش حداقل در کلاس نمیتواند باشد تسلیم شد و سعی کرد برای اولین بار برای پرت کردن حواسش به درس گوش دهد.
به محض خورد زنگ خواست از جایش بلند شود که هلن دختری پریشان حال که بیشتر وقتا از اون درخواست خودکار یا برگه میکرد مانعش شد:
_ هیوِر...چیزی شده؟ کلافه به نظر میای!
جوابش را نداد و فقط به تکان دادن سرش اکتفا کرد. حوصله حرف زدن با هیچگونه موجود زنده ای را نداشت مخصوصا هلن که هیچ چیزش به آدمیزاد نرفته بود! درحالی که پاهایش را روی زمین می کشید با قدم های شل و وارفته از کلاس خارج شد! حوصله ی هیچ کاری را نداشت فقط میخواست به خانه برود و برای عروسک از دست رفته اش گریه کند.
برخلاف معلمول که عادت داشت توی راهرو و کلاس های خالی گشت بزند به طرف حیاط رفت و روی یکی ازنیمکت های سنگی که به دیوار چسبیده بودند نشست. تقریبا با هیچ یک از افراد درون حیاط اشنایی نداشت. البته به جز هلن که به لطف کار های غیر عادی اش توانسته بود اسم خود را در حافظه ی بلند مدت هیور ثبت کند.
به شدت کلافه شده بود میدانست تا زمانی که آن را پیدا کند روی همان مود "جرات داری بیا طرفم" می ماند. افتاب پشت سرش بود و کمرش را به شدت داغ میکرد. خواست از جایش بلند شود که با نشستن کسی کنارش منصرف شد. شاید حالت جامعه گریزی داشت ولی بی ادب نبود!
میدانست کسی بی دلیل کنار کسی نمیشیند! برای همین سکوت کرد و همانطور که سرش را پایین می انداخت منتظر صحبتی از جانب او بود.
_ من میدونم کی عروسکت رو برداشت!
یک دفعه سرش راست شد. به طرف منبع صدا سرش را چرخاند و با دیدن یک جفت چشم گرد که با بی حالی نگاهش میکردند اخم هایش در هم رفت. شاید اگر طرف حسابش یک دختر بود راحت تر کنار می آمد اما صحبت با یک پسر نه تنها به شدت معذبش می کرد بلکه عصبی هم می شد.
ولی حتی اگر او یک پسر چشم درشت آسیایی بود هم..چیزی از عروسکش می دانست پس با لحنی که میخواست کلافگی اش را نشان دهد گفت:
_ دروغ که نمیگی؟
پسر ابروهایش را بالا انداخت. به دیوار تکید داد و پاهایش را کشید. یک بسته پاستیل از جیب شلوار سبزتیره ی کتانش در اورد و همانطور که ارام آن را باز می کرد گفت:
_ فک یه درصد اگه من مث تو بیکار باشم.
کمی که فکر کرد دید پسر راست میگوید. دلیلی برای سر به سر گذاشتن او نداشت. و درضمن هیچ کس هم از گم شدن آن عروسک باخبر نبود پس شک نداشت او یک چیز هایی میدانست. کامل به طرفش برگشت و دهانش را کج کرد:
_ خب اقایی که بیکار نیستی...کی عروسک منو برداشته؟
پسر دوباره ابروهایش را بالا انداخت که باعث شد هیور فکر کند پسر تیک عصبی یا چیزی شبیه به آن دارد. به دهانش نگاه کرد که چطور با ولع آن پاستیل های چندش آور را میجوید و قورت می داد و چطور سیب آدمش با هر بار جویدن حرکت می کرد. پاستیل هم جز لیستش بود. و مشخص بود او به طور نفرت انگیزی به پاستیل علاقه دارد. و در ذهنش پسرهم وارد لیستش شد.
بعد از خوردن سومین پاستیل بسته را روی پایش گذاشت و آرام و خونسرد طوری که کفر هیور را در می آورد جواب داد:
_ انتظار نداری که همینطوری الکی مجانی مفتکی بهت بدم؟
ایندفعه نوبت هیور بود که ابروهایش را بالا بندازد. باید حدس می زد که او یک چیزی در عوض گفتن اسم دزد عروسکش می خواهد. نفسش را با حرص بیرون داد و درحالی که به بسته پاستیل چنگ میزد تا جلوی او را برای خوردن بیشتر بگیرد گفت:
_ انقد ملچ ملوچ نکن و مث آدم بگو چی میخوای؟
سرش را تکان داد. چشمانش را گرد و درحالی که سعی میکرد مظلوم به نظر برسد سرش را کج کرد:
_میخوام کمکم کنی...
و وقتی جوابی از هیور دریافت نکرد نفس عمیقی کشید و با چهره ای جدی ادامه داد:
_ میخوام تظاهر کنی دوست دخترمی و منو از شر دوس دخترای قبلیم نجات بدی...
و به محض دیدن صورت برزخی هیور از خنده منفجر شد. دستش را روی دلش گذاشته بود و با دست آزادش بسته ی پاستیل را محکم گرفته بود. سرش عقب و جلو میرفت و با هربار نگاه کردن به هیور که دهان باز هم به چهره ی سرخش اضافه شده بود قهقه اش شدت میگرفت



نوع مطلب : Where Is My Doll?  Stories 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How long do you grow during puberty?
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:03 ق.ظ
Paragraph writing is also a fun, if you know
then you can write or else it is difficult to write.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:14 ب.ظ
Nice post. I learn something new and challenging on sites I stumbleupon on a daily basis.

It will always be interesting to read content from other writers and practice something from other websites.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 06:49 ب.ظ
I got this website from my pal who informed me concerning this site and at the moment this time I am
browsing this website and reading very informative articles or reviews at this time.
jasmine(سمن چو)
دوشنبه 19 مرداد 1394 07:00 ب.ظ
تیاااامی ادامهههههه بی تربیت می خواستم بوخونم
ممنوووووون خیلی جالب بود ولی تف تف من ادامه میخوام...
هین این پسره رو نروه...حرف هم نمیزنی ازاینکه دوسش داری وفلان...من میگم رو اعصابه بگو چشم
پاسخ pค໓r໐ຖē : خو من چه کنم :|
تف تف؟ :| ادامشو میزارم دیه :|
کجاش رو نروه؟ خیلی هم خوبه...خیلییییییی
Crystal
یکشنبه 18 مرداد 1394 04:24 ب.ظ
اول جواب اون کامنت قبلیت....خنـــــــــگ نـــــسم!! خوووودتــــی
اهم خوووو بریم سر قسمت جدید
عاااقااااا این پسره رو ازش خوشم اومد،بدش من برم :/
بـــدو...
خخخخ دوست دخترای قبلیشو بپرونه....خخخخخ مشتاق شدم چطوری میخواد بپرونه :))))))))
پاسخ pค໓r໐ຖē : شما خنگ نیسی عاغا من خنگم
برو عامو ...به قول خودت برو خونتون...مال خودمه
دوس دختر...نظری نارم
A.s
یکشنبه 18 مرداد 1394 04:20 ب.ظ
خیلی خووووووووب بوووود
الان دارم فکر میکنم مثلا بقیش میخواد چی بشه
وااای فرض کن..پسره با این اخلاق..دختره با اون اخلاق..همون اب واتیش خودمون:دی

بعد به من میگی گش*اد:/بشین بقیه رو بنویس بزار دیه:|
پاسخ pค໓r໐ຖē : مرسیییییییییی
بقیش میخواد چی بشه؟ 0-0
اره دیه...البته پسره هم همیشه اینطوری نیسا :|
برو حال نارم اصن :|
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo